معصومه امینزاده، فعال رسانه و مدیرمسئول پایگاه خبری تدبیرآشنا
خبرنگاریم و در برابر قانون مدیرمسئول اما از حمایت خبری نیست

صدای بیصداها؛ روایتی از خبرنگاری بیپشتوانه
✍️ معصومه امینزاده_مدیرمسئول پایگاه خبری تدبیرآشنا
روز خبرنگار، بهانهایست برای سخن گفتن از ارزش قلم و شأن رسانه؛ اما کمتر کسی به صدای خاموش خبرنگارانی میپردازد که در سکوت، بار تولید و توزیع حقیقت را بر دوش میکشند؛ بدون درآمد مشخص، بدون بیمه، و بدون امنیت شغلی. این یادداشت، صدای همانهاییست که نه دیده میشوند، نه شنیده؛ اما همچنان ایستادهاند.
مسئولیت حقوقی، بدون پشتوانه مالی
مدیران مسئول رسانهها – بهویژه در رسانههای الکترونیک و پایگاههای خبری – بر اساس قانون، مسئول تمام محتوای منتشرشده در رسانه خود هستند. هر واژه، تیتر، عکس یا گزارشی که منتشر میشود، ممکن است تبعاتی حقوقی برای مدیرمسئول داشته باشد؛ اما در سوی مقابل، نه حمایتی از سوی دولت وجود دارد، نه بودجهای برای فعالیت رسانهای مستقل در نظر گرفته شده است.
هزینههای فنی، پشتیبانی، هاست، دامنه، سامانه جامع رسانهها و تولید محتوا، سالانه میلیونها تومان بار مالی دارد که عمدتاً از محل درآمد شخصی مدیران رسانه تأمین میشود.
بیعدالتی در پوشش بیمه و فقدان امنیت شغلی
بیمه خبرنگاران، هنوز یکی از چالشهای اساسی است. بسیاری از خبرنگاران مستقل یا فعالان رسانهای در استانها، از نعمت بیمه محروماند. در شرایطی که هزینههای درمان و خدمات پزشکی بهشدت افزایش یافته، نبود بیمه به معنای تهدید مستمر سلامت و امنیت روحی خبرنگار است. از سوی دیگر، امنیت شغلی نیز با اما و اگرهای تمدید مجوز، محدود شدن آگهیها و حذف نامها از لیستهای حمایتی، همواره در معرض تهدید است.
اختلال در ابزار کار؛ محدودیت اینترنت و فضای مجازی
فضای مجازی، به عنوان بستر حیاتی کار خبرنگاری، در ایران با محدودیتهای گستردهای همراه است. فیلتر بودن پیامرسانها و شبکههای اجتماعی اصلی، کاهش شدید سرعت اینترنت و هزینههای گزاف VPN، روند فعالیت حرفهای خبرنگاران را مختل کرده است. انتشار بهموقع یک فایل صوتی یا تصویری از نشست خبری، گاه به مانعی فرسایشی تبدیل میشود.
وعدههای بیسرانجام؛ مسکن خبرنگاران در حد شعار
طرحهای مسکن خبرنگاران، یکی از موضوعاتیست که در تمام دولتها تکرار میشود، اما خروجی آن همچنان «هیچ» است. تشکیل تعاونی، ثبتنام، ارائه لیست و تشکیل جلسات متعدد ولی بیحاصل، گامهاییست که بهدفعات تکرار شده، اما نتیجهای جز فرسایش اعتماد خبرنگاران نداشته است. گویی داشتن یک سرپناه برای یک خبرنگار بدون حقوق ثابت، مطالبهای غیرواقعی تلقی میشود.
تبعیض ساختاری در برخوردها و حمایتها
از دعوت به نشستهای خبری تا تخصیص بستههای اینترنتی و کمکهزینههای مناسبتی، تبعیض در برخورد با خبرنگاران محسوس است. بسیاری از رسانههای شهرستانی، مستقل یا فاقد وابستگی سازمانی، از لیستهای حمایتی حذف شدهاند. هدیههای نقدی روز خبرنگار نیز به شکلی ناعادلانه توزیع میشود. گاه حتی نام خبرنگار در فهرست نهایی بزرگداشت روز خبرنگار نیز جایی ندارد.
روز تعطیل؛ نمادی از وضعیت خبرنگاری
۱۷ مرداد، همین امسال، روز خبرنگار مصادف با جمعه و تعطیلی رسمیست و این انفاق، نمادی نمادین از وضعیت خبرنگاری در ایران: تخصص و رشتهای پرمسئولیت، اما کمدیده، کمشنیده و بیپشتوانه.
با همهی اینها، هنوز مینویسیم
عشق به قلم، مردم و حقیقت، همچنان خبرنگار را سرپا نگه داشته است. ما خبرنگاریم؛ حتی اگر بیمه نداشته باشیم، حتی اگر دیده نشویم. ما صدای مردمایم، حتی اگر صدایمان شنیده نشود.
۱۷ مرداد، فقط روز تبریک نیست؛ روز مطالبهگری است. روزی برای شنیدن صدای خبرنگارانی که سالهاست بیصدا، برای مردم مینویسند.
روز خبرنگار گرامی باد…