محمدامین احمدبیگی
تنها با ۱۵ درصد کاهش در مصرف، هیچ جایی خاموش نمیشود

✍️محمدامین احمدبیگی/فعال رسانه
مطلبم را با یک داستان واقعی از دنیایی که همهی ما آرزوی رسیدن به آن را داریم شروع میکنم؛ دوستی داشتم که زمان سونامی ژاپن با سه چهار ایرانی در آنجا درس میخواند. وی میگفت دولت وقت به دلیل آسیب شدید به زیرساختها، دکههایی را برای توزیع جیرههای غذایی برای یک هفته در محلههای شهرهای طوفان زده راهاندازی کرده بود.
او گفت ما از ترس یا از روی رفتاری که در کشور خود یاد گرفته بودیم، از محلههای مختلف توسط هماتاقیهایمان آنقدر خوراکی جمع کرده بودیم که دیگر جا برای نگهداری نداشتیم، ولی باز میرفتیم.
وی ادامه میدهد با اینکه هیچ نیازی به خوراکی نداشتیم، اما برای بار بعد هم رفتم. در هنگام برگشت صحنهای را دیدم که متاثر و متاسف شدم و فهمیدم که جامعه ژاپنی بیدلیل توسعه یافته نیستند. او گفت: در مسیر برگشت به خانه با پیرمردی بشقاب به دست که مقداری پنیر روی آن بود مواجه شدم. فکر کردم مسیر را اشتباه میرود. راهنماییاش کردم، اما در صحبت با او فهمیدم که او اشتباه نمیرود، بلکه ما سالهاست اشتباه میرویم. پیرمرد درسی به من داد که در هیچ دانشگاهی در ایران نیاموخته بودم.
پیرمرد حساب کرده بود که آن مقدار پنیر که روی بشقاب داشت، اضافهتر از نیاز هفتگیاش بود و داشت آن را تحویل میداد که به دیگری برسد؛ کسی که نیازش بیشتر است. ناخودآگاه یخچال خوابگاهمان جلوی چشمانم تداعی شد و شرمسار از رفتارخودم.
حالا برگردیم به همینجا؛ ایران و ایلام. تابستان است و گرما و برق نیست. همه هم میدانیم در کشور بحرانی وجود دارد. بحران انرژی، آن هم در حوزه تولید. فعلا کاری به گذشته ندارم، اما دولت برای خروج از بحران نیاز شدیدی به همکاری مردم دارد که اگر صورت نگیرد این تنها دولت نیست که ضرر میدهد بلکه تک تک ماها متضرر خواهیم شد. البته در اغلب کشورهای دنیا هم همین شرایط را تجربه کردهاند، اما آنها فارغ از هر تعصب و نگاهی کمک کردهاند و با هم به شرایط خوبی رسیدهاند.
اما اینجا، یکی میگوید چرا برق من قطع شده دیگری میگوید چرا برق فلان جا که فلان مسئول هست قطع نمیشود. رسانهها به جای فکر کردن به سلامت روان شهروندان و آرام کردن آنان خود مزید بر علت میشوند و به خاطر گرفتن تأییدهای عامه، دست به انتشار مطالبی میزند که هیچ رسانه متعهدی منتشر نمیکند.
یک فرد ژاپنی از نظر فیزیولوژیکی هیچ تفاوتی با ما ندارد، اما تنها تفاوت عمده آنها نه فقط با ما که با اغلب دنیا این است که آنها فارغ از تمام مشکلات کشورشان را دوست دارند.
طبق آمارها در سال ۲۰۲۲؛ سرانه مصرف برق هر خانوار ژاپنی به طور میانگین حدود ۲۷۰ کیلوواتساعت در ماه (یا حدود ۳ هزار ۲۴۰ کیلوواتساعت در سال) برآورد شده است، اما این سرانه برای خانوارهای ایرانی ۶ هزار کیلووات ساعت در سال است، این درحالی است که در ایران علاوه بر برق، از انرژی گاز هم استفاده میشود.
آری، اگر هر ایرانی تنها ۱۵ درصد از مصرف خود در حوزه انرژی کاهش دهد، هیچ جای کشور تاریکتر، گرمتر و دردناکتر نمیشود. اگر صاحبان کولرهای گازی اندکی از رفاه و آسایش خودشان را با فلان ایرانی در فلان جا تقسیم کند و دمای آن را بر روی ۲۵ بگذارند، همه ما از گرمای تابستان با گرمای مهر و محبت، گذر خواهیم کرد؛ اگر اکنون در برخی از جاها شاهد برق رفتگی غیربرنامهریزی شده هستیم، تنها یک دلیل دارد و آن هم مصرف زیاد و بدون توجه به شرایط هموطنان است که باعث شده مصرف به حدی برسانند که سیستمهای مدیریت بار برای جلوگیری از بحران فروپاشی شبکه، اقدام به قطع شبکه کنند تا که امنیت کشور به مخاطره نیفتد. و صدها اگر دیگر.
“چو ایران نباشد تن من مباد”. این را همه در شعار میگویند، اما برای تحقق این شعار اندکی عمل لازم است….