کد خبر : 8291
تاریخ انتشار : جمعه 2 مرداد 1405 - 18:03

معصومه امین زاده

آب را از زیر زمین می‌کشیم، آینده را هم؟

آب را از زیر زمین می‌کشیم، آینده را هم؟
گاهی بحران، آن چیزی نیست که چشم می‌بیند؛ چیزی است که زیر پای ما اتفاق می‌افتد.

به گزارش تدبیر آشنا، این روزها در البرز اگر به دیواره سد کرج یا طالقان نگاه کنیم، ممکن است روایت دیگری از وضعیت آب ببینیم؛ مخزنی که آب در آن جمع شده، رودخانه‌ای که هنوز جاری است و تصویری که در نگاه نخست، نشانی از یک بحران تمام‌عیار ندارد. اما چند متر پایین‌تر از سطح زمین، داستان می‌تواند کاملاً متفاوت باشد؛ جایی که سال‌ها برداشت از سفره‌های زیرزمینی، ذخیره‌ای را کم کرده که برخلاف آب پشت سد، نه با چشم دیده می‌شود و نه با یک بارندگی خوب به سرعت بازمی‌گردد.

شاید یکی از بزرگ‌ترین خطاهای ما در مواجهه با بحران آب این باشد که آب را فقط در جایی جست‌وجو کنیم که جاریست و دیده می‌شود.

روز گذشته، مصادف با اول مردادماه، وقتی محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، در نشست شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان البرز از وضعیت منابع آب استان سخن گفت، بخشی از این واقعیت زیرزمینی را با عدد و رقم روی میز گذاشت.

او در قسمتی از گزارش خود که از البرز آماده و ارائه کرد با اشاره به برداشت سنگین از منابع آب زیرزمینی، نسبت به تداوم این روند و پیامدهایی مانند فرونشست زمین هشدار داد. 

اعدادی که قائم‌پناه در جلسه شورای برنامه‌ریزی و توسعه البرز مطرح کرد، ساده نیستند. از مجموع حدود ۹۷۳ میلیون مترمکعب آب مصرفی در استان، ۷۵۷ میلیون مترمکعب از منابع زیرزمینی و حدود ۲۱۵ میلیون مترمکعب از منابع سطحی تأمین می‌شود. در بخش کشاورزی نیز از حدود ۶۱۱ میلیون مترمکعب مصرف آب، حدود ۴۹۳ میلیون مترمکعب، معادل ۸۱ درصد، از منابع زیرزمینی برداشت می‌شود.

این یعنی بخش بزرگی از حیات امروز البرز به ذخیره‌ای وابسته است که در زیر پای همین استان قرار دارد؛ ذخیره‌ای که اگر بیش از ظرفیت طبیعی خود برداشت شود، دیگر صرفاً با «کم‌آبی» مواجه نیستیم بلکه با از دست رفتن تعادل سرزمین مواجهیم.

و اینجاست که کلمه‌ای آرام اما هولناک وارد ادبیات بحران آب می‌شود: فرونشست.

فرونشست برخلاف کمبود آب شرب، صدای هشدار ندارد. قبض آب را گران‌تر نمی‌کند، شیر آب را همان لحظه خشک نمی‌کند و حتی ممکن است روزها و سال‌ها بی‌صدا پیش برود. اما زمین، وقتی آبخوان بیش از اندازه تخلیه می‌شود، می‌تواند آرام‌آرام بنشیند.

قائم‌پناه در همان نشست، از وجود فرونشست در کرج سخن گفت؛ هشداری که باید آن را فراتر از یک خبر روزانه دید. وقتی زمینِ محل زندگی ما شروع به نشستن می‌کند، دیگر مسئله فقط «آب» نیست؛ مسئله، امنیت زیرساخت‌ها، خانه‌ها، راه‌ها، تأسیسات و آینده سکونت در این سرزمین است.

در واقع، شاید بتوان گفت سدها وضعیت آب روی زمین را نشان می‌دهند و فرونشست، حال آب زیر زمین را.

همین‌جا باید میان دو تصویر تفاوت بگذاریم: تصویر آب پشت سد و تصویر آب در دل زمین.

سد کرج و سد طالقان، بخشی مهم از منابع آب سطحی منطقه‌اند و افزایش ذخیره آنها می‌تواند برای تأمین آب شرب و کاهش فشار بر برخی منابع اهمیت داشته باشد. در همین سفر اول مرداد نیز پروژه‌های مختلف آب و فاضلاب البرز با حضور معاون اجرایی رئیس‌جمهور به بهره‌برداری رسید.  اما هیچ مخزنی، هرچقدر هم پر باشد، به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله آبخوان‌های تخلیه‌شده را حل کند.

زیرا آب سطحی و آب زیرزمینی، دو حساب بانکی کاملاً جدا از هم نیستند که بتوان یکی را پر و دیگری را فراموش کرد.

اگر سال‌ها از حساب زیرزمین برداشت کرده باشیم، پر شدن نسبی یک مخزن نباید این تصور را ایجاد کند که بدهی‌مان به طبیعت تسویه شده است.

گزارش‌های تخصصی آب استان نیز همین نگرانی را تأیید می‌کنند. مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای البرز در ماه‌های منتهی به مرداد، از برداشت تاریخی و سنگین از ذخایر زیرزمینی استان سخن گفته و میزان تخلیه منابع زیرزمینی را در سال‌های گذشته معادل چندین برابر ظرفیت سد کرج توصیف کرده است. همچنین تأکید شد که مدیریت مصرف، انسداد چاه‌های غیرمجاز و تغذیه آبخوان‌ها همچنان باید دنبال شود. 

پس مسئله البرز فقط این نیست که چقدر آب داریم؛ سؤال مهم‌تر این است که این آب را از کجا می‌آوریم و با آن چه می‌کنیم؟

این پرسش وقتی جدی‌تر می‌شود که پای اقتصاد آب به میان می‌آید.

قائم‌پناه در سخنان خود، به موضوعی پرداخت که کمتر در گفت‌وگوهای عمومی درباره بحران آب شنیده می‌شود: ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب. به گفته او، متوسط تولید ثروت از هر مترمکعب آب در ایران حدود ۵ دلار است؛ در حالی که متوسط جهانی را حدود ۲۲ دلار اعلام کرد و برای برخی کشورهای اروپایی ارقام بالاتری را برشمرد.

اگر این اعداد را مبنای همان بحث قرار دهیم، مسئله دیگر فقط این نیست که یک استان چقدر آب مصرف می‌کند؛ بلکه باید پرسید از آبی که مصرف می‌کند، چه میزان ارزش اقتصادی، اشتغال و رفاه تولید می‌شود؟

آبی که از سفره زیرزمینی بیرون می‌کشیم، فقط یک «ماده مصرفی» نیست. بخشی از سرمایه طبیعی سرزمین است؛ سرمایه‌ای که میلیون‌ها سال برای شکل‌گیری آن زمان صرف شده اما ممکن است در چند دهه برداشت شود.

به همین دلیل، مقصر دانستن یک بخش، یک گروه یا حتی یک مصرف‌کننده، ساده‌سازی بحران است. کشاورز برای تولید به آب نیاز دارد؛ شهر برای زندگی به آب نیاز دارد؛ صنعت بدون آب نمی‌تواند تولید کند و جمعیت رو به افزایش نیز نیازهای خود را دارد. مسئله اصلی، تنظیم رابطه میان توسعه و ظرفیت واقعی سرزمین است.

استانی مانند البرز که هم‌زمان جمعیت، صنعت، کشاورزی، شهرنشینی و مهاجرت را تجربه می‌کند، نمی‌تواند توسعه را جدا از حساب آب خود تعریف کند.

اگر جمعیت افزایش یابد، صنایع توسعه پیدا کنند، سطح زیرکشت بدون توجه به ظرفیت منابع آبی گسترش پیدا کند و برداشت از چاه‌ها ادامه داشته باشد، اما آبخوان فرصت بازسازی نداشته باشد، در نهایت طبیعت صورت‌حساب این توسعه را صادر خواهد کرد و صورت‌حساب طبیعت همیشه با پول پرداخت نمی‌شود؛

گاهی با فرونشست زمین پرداخت می‌شود؛

گاهی با خشک شدن چاه؛

گاهی با کاهش کیفیت آب؛

گاهی با از دست رفتن زمین کشاورزی؛

و گاهی با مهاجرت مردمی که دیگر نمی‌توانند در سرزمینی که نسل‌ها در آن زندگی کرده‌اند، زندگی کنند.

شاید به همین دلیل است که بحران آب البرز را نباید فقط با واژه «تنش آبی» توضیح داد. تنش، می‌تواند موقتی باشد؛ اما تخلیه آبخوان و تغییر رفتار زمین، می‌تواند اثری بسیار طولانی‌تر از یک تابستان خشک داشته باشد.

امروز ممکن است آب پشت سد کرج و طالقان دیده شود و همین تصویر، بخشی از نگرانی عمومی را کاهش دهد اما آینده آب البرز را نمی‌توان فقط با ارتفاع آب پشت دیواره سدها اندازه گرفت.

باید به زیر زمین هم نگاه کرد؛

به چاه‌ها؛

به تراز آبخوان‌ها؛

به میزان برداشت؛

به نرخ تغذیه سفره‌ها؛

به فرونشست؛

و البته به این سؤال که توسعه البرز تا کجا با توان آبی این سرزمین سازگار است.

شاید وقت آن رسیده باشد که تعریف خود از «وفور آب» را تغییر دهیم.

وفور آب یعنی نه فقط مخزنی که امروز پر است، بلکه آبخوانی که فردا هنوز زنده است.

این نگاه، ما را از سیاست‌های کوتاه‌مدت نجات می‌دهد؛ از اینکه با دیدن چند ماه بارندگی بهتر یا افزایش ذخیره یک سد، تصور کنیم بحران تمام شده است.

آبخوان‌ها با خبر خوب یک روزه پر نمی‌شوند؛ همان‌طور که با یک تصمیم اشتباه هم در یک روز خالی نشده‌اند.

سال‌ها زمان برده تا امروز به این نقطه برسیم.

بنابراین، حل آن نیز به تصمیم‌هایی نیاز دارد که شاید نتیجه‌شان در دوره یک مدیر، یک دولت یا حتی یک نسل دیده نشود؛ اما برای نسلی که هنوز نیامده، حیاتی باشد.

اینجاست که حرف قائم‌پناه درباره آینده، معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند: اگر امروز آب زیر پایمان را برای تولید و مصرف بیرون بکشیم، اما جای آن را با تغذیه آبخوان، افزایش بهره‌وری و اصلاح الگوی مصرف پر نکنیم، در حقیقت بخشی از سرمایه نسل‌های بعد را خرج امروز کرده‌ایم.

و شاید تلخ‌ترین تناقض ما همین باشد:

آب را از زیر زمین می‌کشیم تا امروز را بسازیم؛ اما اگر مراقب نباشیم، همان زمین را زیر پای فردا خالی می‌کنیم.

البرز امروز به یک انتخاب جدی نیاز دارد؛ نه انتخاب میان «توسعه» و «محیط زیست»، بلکه انتخاب میان توسعه‌ای که با ظرفیت سرزمین هماهنگ است و توسعه‌ای که هزینه‌اش را نسل‌های بعد می‌پردازند.

چون مسئله البرز فقط این نیست که فردا آب کافی برای نوشیدن داشته باشیم؛ مسئله این است که آیا پس از ما نیز سفره‌ای برای نوشیدن باقی خواهد ماند؟

یادداشت ـ معصومه امین‌زاده, مدیرمسئول پایگاه خبری تدبیر آشنا