معصومه امین زاده
آب را از زیر زمین میکشیم، آینده را هم؟

معصومه امینزاده ـ مدیرمسئول پایگاه خبری تدبیر آشنا
گاهی بحران درست در جایی آغاز میشود که دیده نمیشود. ممکن است به دیواره سدی نگاه کنیم که هنوز در مخزن آن آب وجود دارد، از جاری بودن رودخانهای خوشحال شویم یا با چند بارندگی تصور کنیم شرایط بهتر شده است؛ اما هیچکدام از این تصاویر بهتنهایی نمیگویند زیر پای ما چه میگذرد.
در البرز، مسئله آب را نمیتوان فقط با ارتفاع آب پشت سد کرج و طالقان سنجید. بخشی از بحرانی که امروز با آن روبهرو هستیم، در لایههایی از زمین جریان دارد که نه دیده میشوند و نه بازسازی ذخایرشان به سادگی امکانپذیر است. آبخوانها سالها آب مورد نیاز شهر، کشاورزی و صنعت را تأمین کردهاند، اما پرسش این است که در این مدت چه اندازه از ذخایر آنها کاستهایم و چه فرصتی برای جبران این برداشتها باقی گذاشتهایم؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم بخش بزرگی از مصرف آب استان از منابع زیرزمینی تأمین میشود؛ منابعی که برداشت بیش از ظرفیت آنها میتواند پیامدهایی فراتر از کمآبی داشته باشد.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، در نشست شورای برنامهریزی و توسعه استان البرز در اول مردادماه، با اشاره به وضعیت منابع آب استان، ارقامی را مطرح کرد که ضرورت توجه به این مسئله را نشان میدهد. بر اساس آمار ارائهشده در این نشست، از مجموع حدود ۹۷۳ میلیون مترمکعب آب مصرفی استان، ۷۵۷ میلیون مترمکعب از منابع زیرزمینی و حدود ۲۱۵ میلیون مترمکعب از منابع سطحی تأمین میشود. همچنین از حدود ۶۱۱ میلیون مترمکعب آب مصرفی بخش کشاورزی، نزدیک به ۴۹۳ میلیون مترمکعب از منابع زیرزمینی برداشت میشود.
این ارقام یک واقعیت مهم را پیش روی ما میگذارند: بخش قابلتوجهی از فعالیتهای اقتصادی و زندگی روزمره در البرز به ذخایری وابسته است که ظرفیت تجدید آنها محدود است و جایگزینی آب برداشتشده از آنها ممکن است سالها زمان ببرد.
مسئله فقط میزان برداشت نیست؛ نسبت میان برداشت و تغذیه منابع زیرزمینی نیز اهمیت دارد. اگر میزان آبی که از آبخوان خارج میشود، بهطور مستمر از مقدار آبی که به آن بازمیگردد بیشتر باشد، ذخیرهای که باید پشتوانه سالهای آینده باشد، به تدریج کاهش مییابد. در چنین شرایطی، حتی افزایش موقت بارندگی یا بهبود وضعیت یک سد نیز لزوماً به معنای بازگشت تعادل به منابع زیرزمینی نیست.
وقتی زمین هم صورتحساب صادر میکند
یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای افت سطح آب زیرزمینی، فرونشست زمین است؛ پدیدهای که ممکن است برخلاف بسیاری از بحرانهای شهری، بدون نشانهای آشکار آغاز شود، اما آثار آن در بلندمدت بر زیرساختها، ساختمانها، راهها و تأسیسات عمومی باقی بماند.
قائمپناه در همان نشست از وجود فرونشست در کرج سخن گفت. اهمیت این هشدار در آن است که مسئله آب را از محدوده تأمین و مصرف روزانه فراتر میبرد و به موضوع ایمنی سکونت و پایداری توسعه شهری پیوند میزند.
وقتی درباره کمبود آب صحبت میکنیم، معمولاً ذهنمان به سمت افت فشار شبکه، محدودیت مصرف یا نگرانی از تأمین آب شرب میرود. اما فرونشست یادآوری میکند که برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی میتواند هزینههایی ایجاد کند که حتی با تأمین آب در سالهای بعد نیز بهسادگی جبران نشوند.
از این منظر، فرونشست فقط یک مسئله زمینشناسی نیست؛ نشانهای از برهم خوردن رابطه میان مصرف انسان و ظرفیت طبیعی سرزمین است. اگر این رابطه اصلاح نشود، پیامدهای آن ممکن است در مناطقی ظاهر شود که جمعیت، سرمایهگذاری و زیرساختهای مهمی در آنها متمرکز شده است.
در استانی مانند البرز که رشد جمعیت، توسعه شهری، فعالیت صنعتی و کشاورزی بهطور همزمان جریان دارد، نمیتوان این هشدار را صرفاً در حد یک خبر مقطعی نگه داشت. پرسش اساسی این است که آیا برنامههای توسعهای استان، به همان اندازه که برای تأمین زمین، زیرساخت و سرمایهگذاری برنامهریزی میکنند، ظرفیت منابع آب را نیز در نظر میگیرند؟
توسعه بدون حساب آب، تا کجا امکانپذیر است؟
البرز در موقعیتی قرار دارد که نیازهای مختلف آن برای منابع آب، گاه در رقابت با یکدیگر قرار میگیرند. کشاورزی برای تولید غذا به آب نیاز دارد؛ صنعت برای ادامه فعالیت و ایجاد اشتغال به منابع پایدار وابسته است و شهرها نیز نمیتوانند بدون تأمین آب شرب و خدمات عمومی به حیات خود ادامه دهند.
بنابراین، تقلیل بحران آب به رفتار یک گروه یا مقصر دانستن یک بخش، مسئله را حل نمیکند. موضوع اصلی، نحوه توزیع منابع محدود، بهرهوری مصرف و میزان انطباق تصمیمهای توسعهای با توان واقعی سرزمین است.
اگر توسعه صنایع، افزایش جمعیت و گسترش فعالیتهای کشاورزی بدون محاسبه دقیق منابع قابل اتکا ادامه یابد، فشار بر آبخوانها نیز بیشتر خواهد شد. در این شرایط، هر طرح جدید باید با این پرسش همراه باشد که آب مورد نیاز آن از کجا تأمین میشود، چه فشاری بر منابع موجود وارد میکند و سهم آن از منابع محدود استان چگونه با نیازهای دیگر بخشها سازگار خواهد شد.
این پرسش به معنای مخالفت با توسعه نیست؛ برعکس، توسعهای که منابع حیاتی مورد نیاز خود را نادیده بگیرد، در بلندمدت نمیتواند پایدار بماند. ایجاد اشتغال و افزایش تولید زمانی دستاوردی ماندگار محسوب میشود که هزینه آن به تخریب سرمایه طبیعی و کاهش امکان زندگی برای نسلهای آینده منجر نشود.
در این میان، ارزش اقتصادی آب نیز باید جدیتر از گذشته مورد توجه قرار گیرد. قائمپناه در سخنان خود به تفاوت ارزش اقتصادی ایجادشده به ازای مصرف هر مترمکعب آب در ایران و برخی کشورهای دیگر اشاره کرد. فارغ از تفاوت روشهای محاسبه این شاخص در کشورها، اصل مسئله روشن است: آب محدود است و نحوه مصرف آن باید با میزان ارزش اقتصادی و اجتماعی تولیدشده تناسب داشته باشد.
این موضوع بهویژه در بخش کشاورزی اهمیت دارد؛ بخشی که سهم قابلتوجهی از منابع آب استان را مصرف میکند و در عین حال، تأمین امنیت غذایی و معیشت شمار زیادی از بهرهبرداران به آن وابسته است. اصلاح الگوی کشت، افزایش بهرهوری آبیاری و حمایت از کشاورزان برای گذار به روشهای کمآببر، میتواند بخشی از مسیر مدیریت مصرف باشد؛ مشروط بر آنکه این سیاستها با شرایط اقتصادی کشاورزان و نیازهای واقعی منطقه هماهنگ شوند.
همزمان، کنترل برداشت از چاههای غیرمجاز، نظارت مؤثر بر میزان برداشت چاههای مجاز و اجرای برنامههای تغذیه آبخوانها نیز باید در مرکز سیاستگذاری قرار گیرد. البته این اقدامات زمانی نتیجهبخش خواهند بود که با پایش مستمر سطح آب زیرزمینی و ارزیابی دقیق وضعیت هر دشت همراه شوند.
سدها را ببینیم، اما به آبخوانها هم پاسخ بدهیم
سدهای کرج و طالقان بخش مهمی از منابع آب سطحی منطقه را تشکیل میدهند و وضعیت ذخیره آنها برای برنامهریزی تأمین آب اهمیت دارد. با این حال، نباید وضعیت منابع سطحی را معیاری کافی برای سنجش سلامت کل منابع آب استان در نظر گرفت.
آب سطحی و زیرزمینی، با وجود ارتباط طبیعی و هیدرولوژیک میان آنها، از نظر نحوه ذخیره، تجدید و مدیریت تفاوتهایی دارند. افزایش ذخیره یک سد لزوماً به معنای جبران افت آبخوانها نیست؛ همانطور که بارندگی بیشتر در یک دوره کوتاه، بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده بازگشت منابع زیرزمینی به وضعیت مطلوب باشد.
از همین رو، ارزیابی وضعیت آب البرز باید فراتر از گزارش میزان ذخیره سدها باشد. روند تغییر سطح آبخوانها، حجم برداشت از چاهها، میزان تغذیه منابع زیرزمینی و گستره پهنههای مستعد فرونشست، همگی باید در کنار آمار منابع سطحی بررسی شوند.
در این میان، شفافیت اطلاعات نیز اهمیت دارد. انتشار منظم و قابلفهم آمار مربوط به منابع آب استان میتواند به مردم، کشاورزان، صنعتگران و مدیران کمک کند تا تصمیمهای خود را بر پایه تصویری دقیقتر از وضعیت منابع اتخاذ کنند. مدیریت منابع محدود، بدون دسترسی به اطلاعات معتبر و امکان ارزیابی نتایج تصمیمها، دشوارتر خواهد بود.
سرمایهای که نباید خرج امروز شود
آبخوانها را نمیتوان مانند مخازنی دانست که هر زمان خالی شدند، با یک تصمیم اجرایی یا افزایش بارندگی دوباره به سرعت پر شوند. بازسازی منابع زیرزمینی به شرایط زمینشناسی، میزان تغذیه، الگوی بارش و وضعیت برداشت وابسته است و در بسیاری از موارد، روند جبران افت ذخایر بسیار کندتر از سرعت تخلیه آنهاست.
به همین دلیل، بحران آب را نباید صرفاً با معیار نیازهای امروز سنجید. هر مترمکعب آبی که بیش از ظرفیت تجدید منابع برداشت میشود، میتواند بخشی از امکان تأمین نیازهای آینده را محدود کند. این مسئله در استانی که همزمان با رشد جمعیت و توسعه اقتصادی روبهروست، اهمیتی دوچندان دارد.
امروز شاید بتوان با اجرای طرحهای جدید، انتقال آب یا افزایش ظرفیت تأمین، بخشی از نیازهای فوری را پاسخ داد؛ اما هیچیک از این اقدامات بهتنهایی جایگزین مدیریت پایدار منابع زیرزمینی نخواهد شد. راهحل زمانی شکل میگیرد که تأمین آب، کنترل برداشت، افزایش بهرهوری و برنامهریزی توسعه در یک چارچوب هماهنگ قرار گیرند.
البرز برای ادامه مسیر توسعه خود به چنین نگاهی نیاز دارد؛ نگاهی که نه میان اقتصاد و محیطزیست دیوار بکشد و نه هزینههای زیستمحیطی توسعه را نادیده بگیرد. مسئله، انتخاب میان توسعه و حفاظت از منابع طبیعی نیست؛ مسئله این است که چگونه میتوان توسعهای را دنبال کرد که پایههای طبیعی زندگی را تضعیف نکند.
شاید لازم باشد در تعریف خود از وفور آب تجدیدنظر کنیم. وفور آب فقط به معنای پر بودن مخزن یک سد یا جاری بودن رودخانه نیست؛ به این معنا نیز هست که منابع زیرزمینی فرصت تجدید داشته باشند، برداشتها از ظرفیت طبیعی فراتر نروند و نسلهای بعد برای تأمین نیازهای اولیه خود با پیامد تصمیمهای امروز روبهرو نشوند.
ما آب را از زیر زمین بیرون میکشیم تا شهرها زنده بمانند، مزارع محصول بدهند و صنایع تولید کنند؛ اما اگر همزمان برای حفظ و بازسازی این ذخیره برنامه نداشته باشیم، ممکن است در حال مصرف سرمایهای باشیم که امکان بازگرداندنش را نداریم.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای البرز فقط این نیست که فردا چه میزان آب در اختیار خواهیم داشت؛ پرسش این است که آیا توسعه امروز ما، امکان تأمین آب و ادامه زندگی را برای فردا نیز حفظ میکند؟
این همان جایی است که مدیریت آب از یک وظیفه اجرایی به مسئولیتی بیننسلی تبدیل میشود؛ مسئولیتی که نتیجه آن نه فقط در آمار مصرف امروز، بلکه در وضعیت زمین، منابع طبیعی و کیفیت زندگی نسلهای آینده آشکار خواهد شد.
یادداشت ـ معصومه امینزاده, مدیرمسئول پایگاه خبری تدبیر آشنا